فيلم كوتاه
بايدها و نبايدها سينماي استانها
هفت خان رستم كه مي گن همينه. همش يك اشتباه بود، گرفتن مجوز براي فيلم كوتاه خودم.
اين براي دومين بار بود كه مي خواستم براي فيلم كوتاه از ارشاد استان مجوز بگيرم. بار اول تا حدودي اوضاع خوب بود. ولي اين بار چشم تان روز بد نبيند.
روند دريافت مجوز براي فيلم كوتاه چنان سخت شده است كه واقعا تبديل شده به يك ماراتن سخت و طاقت فرسا. دلم مي خواهد به تشريح خان هاي كه به چشم ديدم بپردازم تا شايد بتوانم خودم جواب تمام سوالات بي پاسخ خود را دريافت كنم.
خان اول: حركت
حركت به معناي واقعي كلمه. كارگرداني هاليوودي جايي گفته بود وقتي شروع به ساخت فيلم مي كنم، قبل از هر كاري، شش ماه كامل به تمرين بدنسازي مي پردازم و موهاي سرم را از ته مي تراشم تا در روند ساخت فيلم هم از نظر قواي جسمي كم نيارم و هم در صورت درماندگي در بوركراسي مزخرف هاليوودي، موهاي سرم را نكنم.
خوب راستش اين يك حقيقت محض است. وقتي اقدام مي كنيم به حركت به سوي دريافت مجوز يعني اينكه از همين ابتداي توليد كار، هم بايد جان سخت باشيد و هم جسوز و البته يك دنيا اعصاب توپ.
زيرا اين حركت با تمام حركتهاي كه در زندگي انجام مي دهيم فرق مي كند. اين حركت يعني آغاز يك نبرد تمام عيار.
خان دوم: فيلم كوتاه و فيلمنامه
فيلم كوتاه قبل از اينكه گرايش به سينماي كلاسيك داشته باشد، ساختار شكن است. فيلم كوتاه بيشتر تجربي ايست و اين بدان معني ايست كه تجربه، گرايشش بيشتر به سمت ناشناخته هاست تا آزمون شده ها و كليشه ها. ما فيلم كوتاه مي سازيم تا تجربه كنيم چيزهاي را كه تا به حال تجربه نكرده ايم. داستان هاي را روايت كنيم كه همسوي جهان بيني ماست نه ديگران. دركي را كه از يك اتفاق، جريان، شخص و ... دريافت مي كنيم به بهترين نحوي كه مي توان آن را در قالب يك فيلم كوتاه ارائه كرد، عرضه كنيم.
فيلم كوتاه قرار نيست موعظه كند. فيلم كوتاه، يعني ايجاز در بيان، يك لحظه خاص، يك لحظه ناب. و اين لحظه ناب، فرم و محتواي مي طلبد كه بالاي نود درصد قرار نيست در رديف سينماي كلاسيك قرار بگيرد. به طور كلي اكثرا فيلمنامه كوتاه فاقد گفتگوست. و اكثر فيلمسازان فيلم كوتاه هم به ندرت سراغ گفتگو مي روند و يا گفتگو را به حداقل مي رسانند. اين در حاليست كه در بعضي مواقع فيلمنامه هاي كوتاه فاقد ديالوگ، از طرف كميته بررسي فيلمنامه، رد مي شوند و يا عبارت زير در جوابيه آن نوشته مي شود: فيلمنامه فوق از لحاظ فيلمنامه نويسي غلط است.
خان سوم: بررسي يا دخالت
يكي ديگر از مواردي كه در فيلمنامه هاي بررسي شده صورت مي گيرد، دخالت در كليات فيلمنامه است. گاهي كميته بررسي نظر به تغيير طرح فيلمنامه مي دهد. حال آنكه معلوم نيست آنها واقعا صلاحيت بررسي فيلمنامه را دارند يا نه. آنها با يكسري مشكل تراشي، سعي مي كنند نظرات خود را در فيلمنامه وارد كنند و يا طرح آن را تغيير دهند. و اگر فيلمنامه نويس مقاومت كند معلوم نيست كه بتواند موفق به دريافت مجوز بشود يا نه.
و اما يك سوال: آيا يك چنين روندي در كل كشور حاكم است يا در استانها فرق مي كند؟
و يا شايد هم مشكل سليقه مديريتي و نوع نگاه مديران فرهنگي استانها چنين است.
خان چهارم: تهيه كننده
و اين واقعا شاهكار ارشاد در مورد فيلم كوتاه است، تهيه كننده . اصل مهم براي مجوز.
يك سوال: كدام تهيه كننده؟. توي شهري مثل تبريز كدام تهيه كننده را سراغ داريم كه روي فيلم كوتاه هزينه كند.
ظاهرا بحث تهيه كننده از مواردي ايست كه ارشاد آن را جديدا به عنوان يك قانون به اجرا گذارده است. فيلمساز فيلم كوتاه حتما بايد يك تهيه كننده حقوقي داشته باشد نه حقيقي. قبلا كه اينطور نبود، فيلمساز مجوز را دريافت مي كرد به تهيه كننده گي خودش و اين موضوع در دنياي فيلم كوتاه قابل قبول بود. در هر حال مني كه فيلم كوتاه مي سازم، هزينه آن را مي پردازم چون كسي نيست كه اين هزينه را بپردازد و اما اينكه قانون جديد مي گويد بايد، بايد يك تهيه كننده حقوقي براي فيلم كوتاه باشد. تهيه كننده يعني چه؟ و كه؟ .
تا آنجا كه عقلمان قد مي دهد تهيه كننده كسي ايست كه تمام هزينه هاي فيلم را از شروع تا پخش نهايي فيلم بر عهده دارد. تمام هماهنگي ها با عوامل فيلم، بازيگران، اماكن، دريافت مجوزهاي لازم و خيلي موارد ديگر با تهيه كننده است. اما ارشاد اين قانون را الزام كرده است بدون اينكه تهيه كننده خاصي براي اين كار معرفي كند. تهيه كننده هاي موجود در استان هم كه تعدادشان به اندازه پنج انگشتهاي دست هم نمي رسد. از ميان آنها هم يك يا دو نفر قبول مي كنند كه تهيه كننده فيلمتان باشند البته با دريافت هزينه ....؟ و تعيين شرايط خاص ... جالب است نه ...؟
و اما ديگر خانهاي موجود ....
مشكل به اينجا ختم نمي شود. بعد از اينكه از تمام اين مشكلات رهايي يافتيم، تازه نوبت به هماهنگي هاي داخل شهري و گرفتن مجوز از ارگانها و ... مي رسد. يعني تمام اين خانها از نو شروع مي شود. اينكه اصلا بعضي ها هماهنگي پذير نيستند و بعضي ها هم روي هفت خان رستم را سفيد كرده اند.
و اما حرف آخر اينكه فيلمساز فيلم كوتاه كه مجبور است براي دريافت مجوز ساخت يك فيلم كوتاه، اين همه سختي را تحمل كند. بالاي پنج ماه دوندگي كند براي ساخت يك فيلم 5، 10 دقيقه اي، تمام هزينه ها را خودش متقبل كند. پول بازيگر بدهد، پول به تهيه كننده بدهد، تصويربردار ....... .
خوب واقعا با اين شرايط مي توان به حيات فرهنگ و هنر اين مرز و بوم ايمان داشت. آيا واقعا فيلم هاي بلندي كه ساخته مي شوند از يك چنين روند سخت بررسي برخوردار هستند؟، فكر نمي كنم.
و حرف آخر ...
آيا واقعا فيلم كوتاه نياز به اين همه سخت گيري دارد؟
با اين همه سخت گيري مي خواهيم كجا را فتح كنيم؟
و چه كمكي به سينماي فيلم كوتاه كشورمان و شهرمان مي كنيم؟
و آيا
و اما ..........