تبليغاتX
سید مهدی میرودودی

حيف كه خاموشش كردنند،ديروز يكبار ديگر دلم براي ايران و خودم و تمام مردمان وطنم گرفت.
مرگ صدام اگر راست باشد حيف شد ،اين مرد بايد زند مي ماند تا از خيلي چيزها سخن بگوئيد.
ديروز روز آخر سال 2006نبايد روز پايان او مي بود.بايد زند مي ماند تا از نگفتها بگوئيد.
بگوئيد كه گشتن آن صد و چند نفر تنها گناه او نبود،بگوئيد هزاران نفر به فرمان او و اربابان او قتل عام شدند .
چه در كشور خودش و چه در ايران و ...
ديروز حق داشت بوش تا بگوئيد من موقع مرگ صدام خواب بودم و نتوانستم مراسم او را ببينم.
اين هم دروغ بود شايد آن لحظه كه صدام داشت اعدام مي شدآنها پدر و پسر در ميخانه هاي خود خوش مي گذرانندن و به ريش اين مردم جهان  مي خنديدند كه باز از مهلكه به در رفته اند.
حيف شد كه موقع محاكمه او از هيچ ايراني و هيچ شكايتي را از طرف ايراني خود  يا قبول نكردند يا دريافت نكردند.
ولي براي اينكه بفهمند او چه كرده است كاش سري به آسايشگاهاي جانبازان و شيميايي هاي ايران مي زدنند.
جلوي آنها مي ايستادند و صداي فرياد آنها را در سرفه هاشان مي يافتند. يا حداقل سري به جنوب مي زدنند و از نخل هاي جاويدان سرزمينهاي خون مي پرسيدند.از اروند مي پرسيدند،به بستان مي رفتند،هويزه،شلمچه،ارتفاعات كردستان و ...
كاش صدام ديروز قبل از مرگش از ماركهاي روي بمبهاي سفارشي شده غربيها، كه مخصوص ايران فرستاده شده بودنند مي گفت. كاش از امريكا مي گفت،انگلستان،آلمان،فرانسه مهد آزادي،ايتاليا،و ديگران...
كاش صدام ديروز قبل از مرگش حرف مي زد ولي افسوس كه مُرد و خيلي ها ديروز از مرگ او نفس راحتي كشيدند كه ديگر دادگاهاي بين المعللي به سراغ آنها نخواهند رفت.
و كاش خون هزاران هزار شهيد ديروز مي خروشيد تا جهان ببيند ظلم بي پايانش  بر ايران و ايراني را.
ديروز صدام آبروي هر چه ديكتاتور بود را برد خدا لعنتش كند...

و اما پایان بخش این نوشتار دعای داریوش کبیر است که گفته:

خداوند اين كشور را از شر دشمن.،خشكسسالي.،از دروغ محفوظ دارد.

+ نوشته شده در 85/10/11ساعت 19:33 توسط ميرودودي |

پسرك نشسته بود ،اخبار اعلام كرد :صدام اعدام شد.

پسرك دويد جلوي تلويزيون و دقيق به خبر در حال پخش گوش مي داد .

بيكباره گفت :قاتل بزرگ را گشتند.

اما وقتي كه جزئياتي از نحوه اعدام را نشان ندادند پسرك كنترل تلويزيون را انداخت و در گوشه اي نشست.

نزديكش شدم و در كنارش نشستم به عكس پدرش نگاه مي كرد،

آرام در گوش من گفت:انگار اين بار هم امريكا رودست زد.

من خنديدم و او گريان به بيرون رفت.

+ نوشته شده در 85/10/10ساعت 12:3 توسط ميرودودي |

راستش در دنياي امروزه حرفهاي عجيب و غريبي را آدم مي شنوفد كه نمي داند با شنيدن آن بگريد يا ...

يكي از آنها شكايت والدين پسر شش ساله اي كه بعلت بي محلي رونالدينهو به اوست.
داستان از اين قرار است كه روالدينهو در سفر خود به ژاپن در حالي كه طرفدارانش او را احاطه كرده بودند
براي گرفتن امضا و عكس او نسبت به يك پسر بچه بي توجه مي شود يا او را نمي بيند بحرحال به اين بچه بي احترامي مي شود و والدين بچه با ديدن اشكهاي اين بچه از رونالدينهو شكايت مي كنند و براي هر دانه اشك او از
اين فوتباليست نامي در خواست غرامت مي كنند كه از قرار معلوم اشك دونه اي 500دلار.
و صد البته دادگاهي براي اين منظور تشكيل خواهد شد تا از اين بچه دفاع كنند كه احقاق حقوقي بشود براي
دفاع از اين بچه و در اين ميان سازمانهاي دفاع از حقوق كودكان سينه سپر مي كنند و داد از ظلم مي دهند.
و اما لپ مطلب من اينكه سازمانهاي اينچناني براي دفاع از كودكاني كه روزانه هزاران اشك در فراغ پدران و مادران
خود مي ريزند و از امكانات آنچناني هم برخوردار نيستند و شب را بايد زير آتش توپ خانه هاي اسرائيل و امريكا در فلسطين و عراق و ... به صبح برسانند چه كرده اند حالا بريد و بزرگترين ابررايانه هاي دنيا را بياورد و اين اشكهاي
مظلومانه را حساب كنيد اگر توانستيد ...

+ نوشته شده در 85/10/07ساعت 20:6 توسط ميرودودي |

زنده ام هنوز نفس می کشم

انگار کسی مرا نمی بیند گویی غریبم و در غربت

آشنای از کنارم می گذرد و مرا نمی شناسد.

مثل همیشه در کوچه قدم می زنم.

کسی مرا نمی شناسد/یادی نیست/یاری نیست

دوستی نیست/انگار اصلا وجود ندارم.       و مرگ

            مرا به یادها می اندازد

      وای که ما مرده پرستیم

                                        وای که ما مرده پرستیم

تقدیم به روح پدرم

 

+ نوشته شده در 85/10/07ساعت 17:19 توسط ميرودودي |

خدايا!
به من توفيق تلاش در شكست،صبر در نوميدي،جهاد بي سلاح ،
كار بي پاداش،فداكاري در سكوت ،دين بي دنيا،مذهب بي عوام و عظمت بي نام
خدمت بي نان،ايمان بي ريا ،خوبي بي نمود،
گستاخي بي خامي،مناعت بي غرور،عشق بي هوس،تنهايي در
انبوه جمعيت،دوست داشتن بي آن كه دوستت بدارند،روزي كن.
خدايا!مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان،اظطرابهاي بزرگ،
غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن ،لذت ها را به بندگان حقيرت بخش،
خدايا!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/10/07ساعت 17:8 توسط ميرودودي |

یک موسیقی واحد است

یک آهنگ جهانی که باعث می شود همه چیز در دنیا به هم بپیوندد

و این راهی است برای اینکه به دنیا با دیدی معنوی بنگریم.

خدایا در نا امیدی به من امید عطا کن.

نیکل آنژ می گوید:خطر این نیست که آرزوهای دور و درازی داشته باشیم و به آنها نرسیم بلکه خطر بزرگ این است که آرزوهای کوچکی داشته باشیم و به آنها دست یابیم.

امرسون می گوید:هیچ چیز خیلی زشتی وجود ندارد که نور شدیدی

قادر به زیبا ساختن آن نباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/10/07ساعت 14:45 توسط ميرودودي |

و این آغاز سخن است که دوست دارم  خوش باشد این آغاز

و راهمان پراز عشق باشد و توشه آن پر از مهر 

+ نوشته شده در 85/10/07ساعت 14:10 توسط ميرودودي |