مسؤولان دست از اختلافات بردارند و عواطف ملت را جریحهدار نکنند
اختلاف؛ موریانه نابودى است
رمز پیروزى ما وحدت کلمه بوده است. اکنون با کمال خضوع مىخواهم تا از اختلافات دست برداشته و براى فرداى خود فکر اساسى کنید و از هرگونه اختلاف بپرهیزید که چون موریانه، خوب و بد را نابود مىکند.(1)
اینقدر به هم نپّرید
اگر همه با هم مجتمع باشید، اگر سران همه با هم مجتمع باشند، ایراد نگیرند به هم (که) آن به او اشکال کند، او به آن اشکال کند در یک همچو موردى، در یک همچو موقعى که ما داریم، کارها همه اصلاح مىشود.
همهتان با هم باشید. پشت و پناه هم باشید، ملت خوب است، ملت یک ملت روشنى است، یک ملت خوبى است. شماها هم همه با هم مجتمع بشوید. دولت و ملت، ارکان دولت، رئیس جمهورش، مجلسش، همه اینها با هم مجتمع باشند در یک همچو موقع خطیرى که همه گرفتار هستید.
یک قدرى بیدار بشوید. یک قدرى توجه کنید به مسائل. این قدر تو سرهم نزنید، این قدر به هم نپرید.(2)
عواطف ملت را جریحهدار نکنید
ما یک همچو ملتى داریم به این صفا، به این خوبى که در همه قضایا پشتیبان دولتشان هستند، پشتیبان رئیس جمهورشان هستند، پشتیبان مجلسشان هستند، حیف است که ما عواطف این ملت را جریحهدار کنیم و بنشینیم با هم مخالفت کنیم. نه خدا را خوش مىآید از این و نه ملت را. ملت از این کار ناراحت است.(3)
یک قدرى آرام باشید
ما خون بچههایمان (را) دادهایم، یک قبرستان اینجا پر است از جوانهاى ما، قبرستانهاى شهرستان(ها) پر از جوانهاى ما است که در راه این مملکت و اینها در راه این اسلام کشته شدهاند. حالا که اینها کشته شدهاند، آقایان آمدهاند ... با هم نشستهاند دعوا مىکنند. سر چه میراثى دعوا مىکنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدرى آرام باشید، یک قدرى توجه کنید به مسائل، هر وقت هر کدام صحبت (مى)کنید به ضد دیگرى نباشد که این خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشى انبیا و مشى اولیا است. نکنید این کار را، یک قدرى آرام باشید، یک قدرى هواى نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید. تمام گرفتاریهاى ما سر این هواى نفسى است که ما داریم. «اعدا عدوّ» انسان، این نفْس انسان است که بین جنبیه است، یک قدرى جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید.(4)
دست از هواهاى نفسانى بردارید!
الآن بر همه ما است که دست از اختلافات جزیى و شخصى و این چیزها برداریم؛ دست از آن چیزهایى که امور شخصى است.(5)
من به شما (آقایان وزرا) و به نمایندگان محترم نصیحت مىکنم که سیاستهاى یکدیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید که اگر وحدت روش و حرکت در نظام نوپاى اسلامى صدمه ببیند، نتایجى که دنیاى استکبار از این برخوردها مىگیرد، بسیار شکننده است.
کارى نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامى ایران با این اختلاف سلیقهها و با این ابراز اختلافها، هیچگاه راه ثبات را نخواهد پیمود.(6) دست از اختلافات بردارید. در یک امور جزیى با هم اختلاف نکنید. امروز روز اختلاف نیست. دست از هواهاى نفسانى بردارید! امروز روز هواى نفس نیست.(7)
مسؤولان! خلاف مسیر اسلام است
عقل سیاسى اقتضا مىکند که ما امروز با آن اشخاصى که در رویّه هم حتى با ما مخالفت دارند، لکن در اصل مقصد با ما موافقاند، با ملت موافقاند، مسیرشان مسیر ملت است، عقل سیاسى اقتضا مىکند که ما امروز دست از تمام این اختلافات برداریم تا این مملکت را آرام کنیم و این مقصد اصلى که ما داریم و آن اینکه اسلام در این مملکت پیاده بشود و جمهورى اسلامى با محتواى حقیقى خودش در اینجا پیاده بشود، موفق بشویم ان شاء اللَّه. من به همه، به همه آنها عرض مىکنم که شما دست از اختلافات بردارید. این طور نباشد که هر کدام در یک اجتماعى که پیدا کردید، بر ضد دیگران صحبت کنید. این طور نباشد که هر کدام قلم به دست گرفتید، بر ضد دیگران قلمفرسایى کنید.
من این را از همه کسانى که متصدى امر هستند - چه آقایانى که در مجلس هستند و چه آقایانى که در جاهاى دیگر متصدى امر هستند - من به آنها با کمال اخلاص سفارش مىکنم که این یک تکلیفى است شرعى الهى و تخلّف (از آن،) خلاف مسیر اسلام است.(8)
1) صحیفه امام، ج 6، ص 194
2) صحیفه امام، ج 13، ص 353
3) صحیفه امام، ج 13، ص 79
4) صحیفه امام، ج 13، ص 80
5) صحیفه امام، ج 8، ص 132
6) صحیفه امام، ج 21، ص 65
7) صحیفه امام، ج 8، ص 480
8) صحیفه امام، ج 14، ص 192
اگر پدر و مادر در خانواده طوری رفتار کنند که فرزندانشان احترام به آنها را از صمیم دل رعایت کنند و شان آنها را نگه دارند، ولایت مداری در فرزندانشان تحقیق پیدا خواهد کرد.
والا بعید است فرزندی که نسبت به پدر و مادر خود بی ادب است، ولایتمدار شود.
استاد علیرضا پناهیان
« مشاور حقوقی استاندار تهران گفت: با هماهنگیهای صورت گرفته با دادسرای مبارزه با زمینخوارای، در مجازات زمینخواران خود معرف تخفیف داده میشود. »
نامه زمین خوار خود معرف
بنده آقای بوق هستم. از همان « ش.الف » ها یا مثلا « م.ه »، یا چیزی تو مایه های «الف.ش» ی که امروزه در دادگاه فساد بزرگ مالی نامشان اعلام می شود و یا هر چیزی که شما بفرمایید.
راستش از شنیده این خبر فرخنده و میمون بسیار خرسند و شادکام شدم. چون بنده که از بیست سال پیش تو کار بخور بخوری هستم بالاخره دچار عذاب وجدان شده ام و می خواستم از این عذاب ها رهایی پیدا کنم. از متولیان این مصوبه وزین باید کمال تشکر را کرد که راه را بر ما باز کردند تا بتوانیم گذشته خود را پاک کرده و به آغوش پر مهر مردم باز گردیم و رستگار شویم.
بنده واقعیتش نمی دانم چقدر خوردم و بردم. ولی لیستی از اموال باقی مانده خود را به محضر گرانقدر دستگاه عدالت می رسانم تا شاید اینجانب یعنی آقای بوق هم مشمول این تخفیف ویژه گردم.
اول؛ یک باب خانه به متراژ صد متر در نازی آباد که کلنگی می باشد و در حال آوار شدن بر سر این جانب.
دوم: یک دستگاه ماشین ژیان مدل 1975 اوراقی شده
سوم: حساب بانکی به ارزش 2 میلیون ریال
چهارم: به خدا دیگه چیزی ندارم.
در ضمن لازم به ذکر است بنده از هر گونه افترا و دروغ پردازی در مورد اینکه بنده صد هزار هکتار زمین کش رفتم، یا پسرم در حومه لندن ویلایی به ارزش دو میلیون دلار خریده یا دخترم در لاس وگاس منزلی دارد به قیمت یک و نیم میلیون دلار، نخواهم گذشت و تمام این شایعه پردازها و دیگران را نفرین کرده و می سپارمشان به خدا. چه معنی دارد که در مورد مردم از این چرندیات بگویند یا بنویسند. حالا اگر پسرم اونجا یا دخترم آنجا، اصلا به بنده ربطی ندارد. در ضمن بنده مسئول مال و املاک اعیال محترمه هم نیستم،ایشان خودشان وکیل زبده ای دارند که برای اینجور چیزها پول می گیرند. پس از آن مقام مسئول محترم که چنین پیشنهادی را مرقوم فرمودند عاجزانه تقاضا دارد که با بررسی موارد فوق اسم بنده را از لیست زمین خواران خط زده و بنده را مشمول عفو اسلامی گردانند.
قبلا از همکاری جنابتان کمال تشکر را دارم.
با احترام
زمین خوار سابق
و پاک شده فعلی
جناب آقای بوق........
چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود
زهرا حریف چشم تو باران نمی شود
گیرم که نان بعد خودت هم درست شد
نان بدون فاطمه که نان نمی شود
برخیز و باز مادری ات را شروع کن
فضه حریف گریه ی طفلان نمی شود
بدجور جلوه کرده کبودی چشم تو
طوری که زیر دست تو پنهان نمی شود
معجر بزن کنار و علی را نگاه کن
خورشید زیر ابر که تابان نمی شود
فهمیده ام ز سرفه ی سنگین سینه ات
امشب نفس کشیدنت آسان نمی شود
ای استخوان شکسته ی حیدر چه می کنی؟
با کار خانه زخم تو درمان نمی شود
من خواهشم شده ست که زهرای من بمان
تو با اشاره گفتی علی جان نمی شود
گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت
گفتی به یک نگاه به قرآن نمی شود
که ما را به جهنم ببرند
هم از معصیت
هم از خفت
و بی دردی
دردهایی که سینه مادر را شکافت...
وقتی قرار باشد یک کتابی مثل نورالدین پسر ایران در یک فضای شبهه روشنفکری به نقد گذاشته شود نویسنده اش حق دارد بگوید من فکر نمی کردم چنین نگاهی تیزی به کتاب بشود.
ماجرا از این قرار است که حوزه هنری تبریز در ادامه جلسات« یک روز، یک کتاب»، جلسه نقد و بررسی کتاب «نورالدین پسر ایران» را با حضور معصومه سپهری، نویسنده این کتاب و با حضور تعدادی از نویسنده گان و اهالی عرصه داستان نویسی استان برگزار کرد. جلسه ای که به نظر می رسید باید نگاه متفاوتی به چنین کتابی میکرد.
ولی از همان شروع جلسه، تعدادی از نویسنده گان جوان و بعضی صاحب نامان شروع به نقد و یا بهتر بگویم تخریب این کتاب کردند. به طور مثال: توی این کتاب شخصیت نیست. آدمها بیشتر تیپ اند تا شخصیت.
درام آنچنانی در کتاب نیست. شله، بعضی جاها آدم را رها می کنه. سطر دوازدهم صفحه فلان واو ش افتاده. یا فلان صفحه پسرکم غلته. این یعنی ملغته کردن سر اینکه ما نمی خواهیم ببینیم کتابی اینچنین، به چاپ بالای ده رسیده.